عمری کبوترا غصه دارن
دیگه به ما نگا نمی کنن
خیلی وقته پرستوها به ما سر نمی زنن
دیگه اونا کوچ نمی کنن
سالهاست مرغ عشقا تو قفس نای خوندن ندارن
با ما قهرن دیگه آواز نمی خونن
یادته اون قدیما لک لکا میومدن به شهر ما
لک لکا همه مردن اینو آدما نمی دونن
یادم میاد تو خونمون یاکریما خونه داشتن اون روزا
رفتن یاکریما رو آدما نفهمیدن نمی دونن
چرا میگین کلاغا بدتر از همن
زشت ترو بی وفا تر از همن
کلاغا اگه داد میزنن و فریاد میزنن
ازرفتن یاکریما و مردن لک لکا خبر دارن
واسه همینه سالهاست مشکی می پوشن
آخه عــــــــمری عــــــــــــــــذا دارن


